|
|
|
|
|
يكى از افراد موثق ، از مرجع تقليد، مرحوم حضرت آيت اللّه العظمى سيد شهاب الدين نجفى مرعشى (وفات يافته 7 صفر 1414 ه ق ) نقل كردند كه ايشان فرمودند: يكى از علماى نجف اشرف كه مدتى به قم آمده بود، براى من نقل كرد، مشكلى داشتم ، به مسجد جمكران رفتم ، درد دلم را در عالم معنى به حضرت ولى عصر(عج ) عرض كردم و از او خواستم كه وساطت كرده از درگاه خدا شفاعت كند تا مشكل من حل گردد. براى اين منظور به طور مكرر به مسجد جمكران رفتم ، ولى نتيجه اى نگرفتم ، تا اينكه روزى در آن مسجد، در هنگام نماز دلم شكست و خطاب به امام زمان عليه السلام عرض : ((مولا جان ! آيا جايز است كه در محضر شما و در منزل شما باشم و به ديگرى متوسل شوم ؟ شما امام من مى باشيد، آيا زشت نيست با وجود امامى مانند شما حتى به علمدار كربلا قمر بنى هاشم عليه السلام متوسل شوم و او را نزد خدا شفيع قرار دهم ؟)) از شدت ناراحتى ، بين خواب و بيدارى قرار گرفته بودم ، ناگهان با چهره نورانى قلب عالم امكان حضرت حجت (عج ) روبرو شدم ، بيدرنگ سلام كردم ، جواب سلامم را داد و فرمود: ((نه تنها زشت نيست و ناراحت نمى شوم كه به علمدار كربلا متوسل گردى ، بلكه به شما راهنمايى نيز مى كنم كه هنگام توسل به علمدار كربلا چه بگويى ؟ هنگامى كه براى رواى حاجت به آن حضرت متوسل شدى بگو (( يا ابا الغوث ادركنى ؛)) ((اى پدر پناه دهندگان به فريادم برس و به من پناه ده .)) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 12:29 توسط حاج محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 12:25 توسط حاج محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
با توام تویی که سوار اون بنز خوشکلت شدی و فقط بوق ماشینت شکم 30 تا گرسنه رو سیر می کنه!!! با توام وقتی بی خیال از همه چیز شونه هاتو با قیدی بالا می ندازی و میگی به من چه می خواستن شهید نشن!!!![]() تویی که هر وقت میگن حرمت نگه دار میگی حرمت اونها که نگه داشته میشه تمام بچه هاشون یه سره دانشگاه دولتی ان.![]() تویی که نمی دونی وقتی پدر همون دانشجو سرفه های خشکی می زنه و خون از دهنش سرازیر میشه دیگه درس و مدرسه وزندگی و همه چیز کوفتش میشه.. اون وقته که دلش می خواد بی سواد باقی بمونه ولی پدرش این طوری برای یه نفس که حق طبیعی اونه بال و پر نمی زد!
می دونی تقلا کردن برای نفس چه حالی داره؟ آخه خواهر من برادر من . چیه!؟خجالت کشیدی با این اسم صدات کردم؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 9:34 توسط حاج محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
اتل متل یه مادر, نحیف و زار و خسته با صورتی حزین ودستای پینه بسته بپرس ازش تا بگه چه جور میشه سوخت و ساخت با بیست هزار تومن پول اجاره خونه پرداخت اجاره های سنگین خرج مدرسه ما خرج معاش خونه خرج دوای مینا بپرس ازش تا بگه چه جوری میشه جنگ کرد یا اینگه بی رنگ مو موی سیاهو رنگ کرد وقتی که گفتند : بابا تو جبهه ها شهید شد خودم دیدم یک شبه چند تا موهاش سفید شد می خوای بدونی چرا نصف موهاش سفیده؟ بپرس که بعد بابا چی دیده چی کشیده! یا میره دارو خانه برا دوای مینا یا که میره سمساری یا هم بهشت زهرا(س) یه روز به دنبال وام مامان میره به بنیاد یه روز به دنبال کار پیر آدم در میاد هر وقت به مامان میگم : طعم غذا عالیه مامان با گریه میگه : (( جای بابات خالیه)) بعضی روزا که توی خونه غذا نداریم غذای روز قبلو برا مینا میذاریم مینا با غم می پرسه : غذا فقط همینه؟ مامان با گریه می گه : (( بابات کجاست ببینه؟)) وقتی که بیست می گیرم میاد پیشم می شینه نوازشم می کنه نمره هامو می بینه میگم معلمم گفت : که نمره هات عالیه مامان با گریه میگه : (( جای بابات خالیه )) یه بار گفتم : مامان جون این آقا بقالیه با طعنه گفت : تو خونه جای بابات خالیه؟ تا حرف من تموم شد با دست تو صورتش زد با گریه گفت : (( ای خدا بی شرفی تا این حد؟ )) میگم مامان راست بگو اگه بابا دوستت داشت چرا ازت جدا شد؟ پس چرا تنهات گذاشت؟ چشم می دوزه تو چشمام لب می گزه می خنده بیرون میره از اتاق محکم درو می بنده رفتم او از لای در توی اتاقو دیدم صدای گریه هاشو از لای در شنیدم داشت با بابام حرف می زد چشماش به عکس اون بود انگار که توی گلوش یه تیکه استخون بود مرتضی جون می دونم زنده ای و نمردی بعد خدا و مولا ما رو به کی سپردی؟ دستخوش آقا مرتضی خوش به حالت که رفتی ما اینجا مستا جریم تو اونجا جا گرفتی؟ خواستگاریم یادته؟چند تا سکه مهرمه؟ مهریه مو کی میدی؟ گره توی کارمه مهریه مو کی میدی؟ دخترمون مریضه بیا ببین که موهاش تند تند داره می ریزه با آه خود به عکس بابا جونم جون میده چادرو ور می داره موهاشو نشون میده صورتشو میذاره رو صورت شهیدش بابام نگاه می کنه به موهای سفیدش اشک مامان میریزه رو چشمای بابا جون بابا گریه می کنه برای غمهای اون بابا با چشماش میگه: قشنگ مهربونم همسر خوب و تنهام غصه نخور می دونم به نظر شما پاداش و ثواب همسر یه شهید کم تر از خود شهیده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 9:31 توسط حاج محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
آرام دلم ، ببين، ببين چگونه اضطراب سراپاي وجودم را فرا گرفته است. چشمانم را بنگر، همانند كساني که زماني رويـــاي تو را مي پروردند و در آرزوي تو مي گريستند، اما اينـك هيچ چيز وهيچ كس حتي تو را نمي بينند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 9:27 توسط حاج محسن
|
|
||
|
|
|
|
|
از جمله وظايف شيعه آن است كه هدايايي به محضر امام زمانش تقديم دارند. منظور از هداياي مادي نيست كه مثلاُ براي امام يك دست لباس بخرند، بلكه مقصود از هديه اعمال صالحه است از قبيل: قرائت قرآن، حج، طواف، زيارت قبور ائمه معصومين (عليه السلام) به نيابت از آن حضرت و سرانجام هر كار خيري كه از انسان سر زند مي تواند آن را به محضر امام هديه كند يا به نيابت امام زمان حج انجام دهد و طواف نمايد و امثال اين ها و يا براي سلامتي او صدقه دهد و ... توبه گرچه توبه درهر عصر و زماني ممدوح ومورد توجه و لازم بوده است، ولي در عصر غيبت اهتمام به آن دليل اينكه از جمله اسباب غيبت حضرت گناهان ماست، مورد توجه بيشتر قرار گرفته است و اساساً اگرمي خواهيم امام زمان ظهور كند بايد از گناه وآلودگي پاك باشيم، زيرا با ظهور امام گنه كاران از ميان برداشته مي شوند، چون آلودگان نمي توانند در اطراف امام جمع شوند، بلكه درمقابل امام قرار مي گيرند و هر كسي هم كه عليه امام و درمقابل او قرارگيرد، از دم تيغ اوخواهد گذشت. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 9:12 توسط حاج محسن
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 9:3 توسط حاج محسن
|
|
||